ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1273
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
به آنچه ميگوئى مقلد كند . تو ميگوئى اين گناه ، گناه ديگرى توليد مىكند . و خرد را تباه ميسازد البته براى تو اقامت در سرزمين حجاز سزاوارتر است چه چيزى ترا به اين گفتارهاى بيهوده با من واداشته است ؟ تو رهسپار حج و زيارت شو ، و مرا بنوشيدن خود رها كن ، براى كسى كه قدرت و استطاعت ندارد ، نيت از عمل بهتر است . و پس از زجل سرايان مزبور در اشبيليه « ابن جحدر » پديد آمد و او كسى است كه بر ديگر زجلسازان هنگام فتح ميورقه [ 1 ] برترى يافت و علت آن زجلى بود كه آغاز آن چنين است : هر كه با توحيد دشمنى كند بشمشير نابود مىشود من از كسانى كه با حق خصومت ميورزند بيزارم . ابن سعيد گويد : من ابن جحدر و شاگرد او يعتع [ 2 ] را ديدم و يعتع گويندهء زجل معروفى است كه آغاز آن چنين است : كاش بديدار دلدارم نائل مىآمدم تا گوش او را ميبوسيدم و آهسته اين پيام كوچك را به وى ميرساندم : چرا گردن آهو را به عاريه گرفته و دهان جوجهء كبك را ربودهاى ؟ و پس از گروه مزبور ابو الحسن سهل بن مالك پيشواى ادب در عرصهء زجل - سازى ظهور كرد . و پس از آنان در اين عصر دوست ما وزير ابو عبد الله بن خطيب
--> [ 1 - ) ] . Majorque [ 2 - ) ] اين نام شناخته نشد و در چاپها و نسخههاى مختلف بصورتهاى زير آمده است : يعبع . معمع . بعثع . عيع . يعيع .